|
سلام دوستان، اول از همه، از دوستانی که کامنت گذشتند و جواب نشنیدند عذر میخوام. ثانیا، خبر جدید و ناخوشایندی دارم: میدونم خیلی غیبت صغرا داشتم...خبر جدید اینکه نوبت غیبت کبرا برای من سر رسیده. مدت خیلی طولانیای رو از نت دور میمونم. میخوام برم خودم رو اصلاح کنم. ایشالله آدم (اصلاح) که شدم بر میگردم! محتاج دعای خیر تک تکتون هستم، و همگیتون رو به خدای بزرگ میسپرم. باران
پدر خوبم، پدر نازنینم... خیلی ممنون واسه تمام زحمتهایی که برام کشیدی، خیلی ممنون واسه تمام از خود گذشتگی هات، خیلی ممنون از اینکه جوانیت رو به پای من گذاشتی... خیلی ممنون بابت خیلی چیز ها! روزت مبارک بابای مهربونم! دوستت دارم، باران
وحشت دارم، آری، از تنهایی... از عاشق نبودن... میترسم: پس تکلیف قلب من که دیگر عاشق نیست چیست...؟! بیش از این، وحشت دارم وحشت دارم از این که روزی برگردی و من منتظر نباشم! باران (سوسن)
یه صحنه خیلی دردناک!
|
سوز نامه![]()
:مرا اینگونه باور کن
نوشته های پیشینهفته سوم مرداد 1388هفته سوم تیر 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 وبلاگ دوستان
»♥« پروفایل مدیر وبلاگ»♥«
|